کد خبر 116475
۴ شهریور ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰

شعری‌ منتشر نشده از یک مداح شهید

شعری‌ منتشر نشده از یک مداح شهید

شهید «غلامعلی جندقی» معروف به رجبی در سال 1333 در محله خیابان آذربایجان تهران در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدر وی حاج حسن که از اساتید برجسته اخلاق و عرفان زمان خود بود، اهتمام ویژه‌ای در تربیت فرزندان خود ورزید.

شهید «غلامعلی جندقی» معروف به رجبی در سال 1333 در محله خیابان آذربایجان تهران در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدر وی حاج حسن که از اساتید برجسته اخلاق و عرفان زمان خود بود، اهتمام ویژه‌ای در تربیت فرزندان خود ورزید.غلامعلی بنابر راهنمایی‌ها و تربیت پدر بزرگوارش مداحی اهل بیت (ع) را از‌‌ همان سنین نوجوانی آغاز و به دلیل آشنایی با معارف قرآنی و اسلامی استعداد در حفظ شعر و سوز صدای وی توانست در این عرصه سریع رشد کند تا بدان جا که از سبک‌ها و اشعار او مداحان برجسته بسیاری استفاده می‌کردند. شعر معروف:قربون کبوترای حرمتقربون این همه لطف و کرمتاز نمونه اشعار شهید «غلامعلی جندقی» است.جندقی با انتخاب شغل معلمی راه پدر بزرگوارش را ادامه داد و در مدت عمر کوتاه خود توانست تأثیرات بسزایی بر اطرافیان خود به ویژه جوانان بگذارد. تربیت نسل جوان در محیط مسجد و مدرسه، شهید غلامعلی جندقی را از حضور در جبهه‌های حق علیه باطل باز نداشت و سرانجام در 5 مرداد سال 1367در سن سی و چهار سالگی در عملیات «مرصاد» توسط گروهک منافقین به شهادت رسید.از این شهید بزرگوار سروده‌های متعددی برای دوستداران اهل بیت(ع) به یادگار مانده است. سروده ذیل نمونه‌ای از این اشعار است که شاعر آن را به ساحت مبارک امام زمان(عج) هدیه کرده است که برای اولین‌بار از خبرگزاری تسنیم منتشر می‌شود. بنا بر گفته نویسنده کتاب خاطرات شهید، سیداحمد معصومی‌نژاد، شاعر پس از سرودن این شعر بارها آن را با لذت و شیرینی خاصی برای دوستانش بازخوانی کرد، اما به دلیل مبارزه با نفس قرائت آن در هیئت را به حاج منصور ارضی واگذار کرد. این سروده به شرح ذیل است:حجت ابن عسکری نیمه شعبون اومدهبر سر سفره احسون تو مهمون اومدهاومدم اودمنت رو به همه مژده بدممژده بر مادرای زار جوون مرده بدممژده بر بچه‌ یتیمای پدر مرده بدممژده بر محسن زهرای کتک‌خورده بدمچی میشه گذار من یه روز به راهت بخورهچی میشه نگات به خار سر راهت بخورهچی میشه چشام به یک لحظه نگاهت بخورهچشم روسیاهی بر خال سیاهت بخورهکی میای عاشقای خسته‌دلت رو ناز کنیکی میشه بیای و راه کربلا رو باز کنیکی میای به جسم بی‌جون محبات جون بدیکی میای مرقد زهرا رو به ما نشون بدیاگه مشکل به یک غلام سیاهی برسهتا به اربابش بگه زودی به دادش می‌رسهپسر زهرا اگه صدام به گوشت می‌رسهیه نگا به جمع ما کنی آقا، ما رو بسه

برچسب‌ها